تبلیغات
لاورها - علیرضااااااااااااا
سیگارت ُ بکش رفیق .... تسکین ِ زخم های دلت ، غیر از سیگار چی می تونه باشه ؟ می دونم کم ... اما همون یه کم ...!
علیرضااااااااااااا

پرت شده بودم .... پرت شده بودم تو رویا ....پرت شده بودم تو خیالات .... پرت شده بودم تو خودم ....


اینقدر پرت شده بودم تا اینکه یهو صدای جیغ مامان رو شنیدم که میگه علیرضااااااااااااا کجایی تو ، یک ساعته دارم بهت میگم تو هم چایی میخوای برات بریزم .... انگاری دوباره صدای مامان و چایی منو از پرت شدن تو خودم نجات داد ....تو این زمستونی هیچی مثل چایی هایی که مامان برام میریزه نمیچسبه، مخصوصا وقتی صدام میکنه علیرضااااااااااااا تو هم چایی میخوای برات بریزم ، این علیرضااااااااااااا گفتنه بهم میچسبه


موضوع : 
نمیدونم چی بزارم اسمشو ، 


 

نوشته شده توسط : چه فرقی میکنه - مهم اینه بی صدا شروع کرد - بی صدا تموم میکنه ساعت 12:08 ق.ظ  | نظرات()

/a