تبلیغات
لاورها - عصر جمعه
سیگارت ُ بکش رفیق .... تسکین ِ زخم های دلت ، غیر از سیگار چی می تونه باشه ؟ می دونم کم ... اما همون یه کم ...!
عصر جمعه
عصر جمعه بود.



اومدم خونه تاریک بود و هیچ صدایی نبود من بودمو سایه ی خسته ی خودم.

دلم گرفته بود.

اومدم نشستم پشت کامپیوتر و یه موزیک ملایم گوش دادم.

سرمو گذاشتم روی میز کامپیوترو آروم آروم اشک ریختم.

اشکام روی میز موج می خورد تا اینکه از گوشه نگاشون کردم و دیدم که دارند قطره قطره صفحه کلیدو خیس می کنند.

وقتایی که میرم بیرون توی ماشین موزیک شاد می زارم تا نشون بدم خوشحالم تا این شب هم مثل شبای دیگه تموم بشه.

نشستم دارم به بی معرفتی و نامردی های اخیر فکر می کنم.

فکر می کنم که چقدر آدمها باید سنگ دل باشند.

به قول دوستم مرد درداشو بروز نمی ده خودزنی می کنه ولی من خودزنی نمی کنم.

یا قطره اشکی میریزم یا مطلب ارسال می کنم.

یا بازم برا خودم تنها می مونم.

بچه ها خیلی تنهام خیلی.





موضوع : 
درد و دل هایم ، 


 

نوشته شده توسط : چه فرقی میکنه - مهم اینه بی صدا شروع کرد - بی صدا تموم میکنه ساعت 01:50 ق.ظ  | نظرات()

/a